بفرماييد ميهماني

به نام خدا

آماده می شوی برای یک میهمانی رویایی و بزرگ که سالهاست آرزویش دست از دلت بر نمی دارد هر چند دلشوره ي ترديد همچنان دوست دارد در سرنای نا امیدی بدمد که "آیا واقعا جمع شدن همه صمیمی ترین و کمیاب ترین دوستان عزیزدانه از دوران نوجوانی تا کنون دست یافتنی می نماید ؟"

همکلاسیهای دوران تحصیل ، رفقای روزهای پخش اعلامیه و تظاهرات قبل از سال 57 ، هم گشتی های گشت های شبانه با چماق و ام یک ، اهالی برگزاری نمایشگاه و بحث با ضد انقلاب ، انجمنی های خودمان ، بچه های جنگ و جبهه ، اعضای دعای کمیل ، جماعت اهل حجره و مدرس ، یاران اتحادیه ، همه و همه از افرادی که شان استادی داشته اند، یا همقطار و همفکر بوده اند و یا به نوعی از همراهان فعالیت های فرهنگی و اجرایی به شمار می روند و یا به قول برخی دوستان ، تاپ ترین ثمره های کارهای جمعی و برنامه های نیرو سازی محسوب می شوند.

الغرض حس و حال من  در راه اندازی این وبلاگ که نه، در برپا کردن این میهمانی ، برقراری همین محفل دوستانه و تاحدی تحقق همان آرزوی دیرینه است و الا نه فرصتم و نه روحیه ام چندان تناسبی با وبلاگ با زی ندارد.

قديم تر ها شرايط كاري مان در اتحاديه و فعاليتهاي روزانه به گونه اي بود كه زمينه ارتباط با يكديگر به صورت عادي وكاري فراهم مي شد و در واقع محافل دوستانه ي فكري و عاطفي جزءي از كارمان محسوب مي شد، اما چند سالي است اوضاع تغيير كرده ، دوستان پراكنده تر شده اند و ديدارها با فاصله هاي بيشتري تازه مي شود و به تبع اين دوري ها گلايه هاي به حقي تلنبار مي شود .

البته به چه علتي ؟ نمي دانم ، اما بيشتر اوقات سر انگشت انتظارات دوستان در اين را بطه را به سمت خودم ديدم ، حتما اين هم از لطف و حسن ظن شماست .

از انتظار و مطالبه به حق دوستان كه بگذريم ، از شما چه پنهان خودم به اين گفت و شنود ، حال و احوال و بده بستان بيشتر از بقيه محتاج نباشم كمتر نيستم .

هر چه در جاده عمر پيش تر مي رويم و فاصله مان از مبداء دوستي ها بيشتر مي شود به جاي كم رنگ شدن خواستن ها و دوست داشتن ها گويا اين علاقه ها و ارادت ها بيشتر در وجودمان ريشه دوانيده ، شايد باورتان نشود اين روزها دلم بيشتر هواي رفقا را مي كند، چه رفته ها و چه مانده ها ... !

روزگار را چه ديدي ! چه بسا سر سفره ي خاطره ها ، ياد داشت ها ، عكس ها و يادگارهاي ياران سفر كرده ، دمي هم با آنها همپيمانه شويم و لحظاتي شيريني هم نشيني با يادشان زخم عميق هجران و واماندگي مان را اندكي التيام بخشد .

در هر حال آنچه فعلا از دست اين برادر بي مقدار بر مي آيد همين است كه البته اين هم مثل همه ي كار هاي ديگر با همت و زحمت دوستان فراهم شد كه جاي سپاس و تشكر دارد به خصوص از احسان عزيز .

پر واضح است كه گرما و شور و صفاي اين ميهماني به حضور قلبهاي مهربان و دست و قلم شما پيوند خورده است كه اصل اين تلاش جز به انگيزه حضور شما نبوده است .

و اما حرف آخر اينكه :

چند مرغزار كلام ( به قول بينندگان جان )  را براي گشت و گذار در حاشيه اين ميهماني ترتيب داده ام :

- صفحه ي اصلي ؛ كه نياز به توضيح ندارد.

- نگاره اي از من ؛ را طبق قاعده اين گونه سايت ها درست كرده اند براي مطالبي " در باره ي من " كه البته چندان نيازي به آن نداريم چرا كه هر چه دوستان در باره ي اينجانب كمتر بدانند كمتر آبروريزي مي شود !

- نگاره مانده ها ؛ آرشيو و بايگاني مطالب است.

- نگار يار ؛ نوشته هاي رسيده از ميهمانان ويژه خواهد بود .

- نگارستان رضوان ؛ را به مطالبي در مورد امام رضا عليه السلام و حرم مطهر آن حضرت اختصاص داده ام .

- نگاره هايي از رسانه ها ؛ براي برگزيده اي از مطالب روزنامه ها و جرايد در نظر گرفته ام .

- ياد نگار ايام ؛ را با عكسها و تصاوير به صورت دسته بندي و به همراه توضيحات ضروري برايتان تزيين مي كنم .

- ارتباط با من ؛ هم براي اين كه هميشه در دسترس و در خدمت باشم و ديگر نگوييد حاج امير را نمي شود پيدا كرد !


اميد وارم بپسنديد و نظرات تكميلي و اصلاحي را روانه فرماييد .                     

 فداي همه تان - حاج امير



نوشته شده توسط : خودم  /  56 نظر
27 فروردین 1388